| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نامادري «الهه کوچولو» همان دختري که
در بوستان جنگلي «شيان» لويزان تهران زنده به گور شد، با تاييد حکم مرگش در يک قدمي
چوبه دار قرار گرفت.
به گزارش ايسکانيوز در نشست پيشين رسيدگي به اين پرونده که
13 بهمن 85 به رياست قاضي «حسيني کوه
کمره اي» در شعبه 74 دادگاه کيفري تهران برگزار شد
ابتدا نماينده دادستان، کيفرخواست را تشريح کرد.
«امير اسماعيل رضوانفر» اعلام
کرد: با توجه به نواقصي که ديوان عالي کشور نسبت به تحقيق پيرامون جنايت گرفته،
متهمه به نام «طيبه» براي سومين بار محاکمه مي شود.
«رضا» پدر الهه کوچولو در
جايگاه ويژه قرار گرفت و اظهار داشت: چهار سال بود از فاطمه- مادر الهه جدا
شده بودم که با طيبه در لويزان آشنا شدم. طيبه بعد از آنکه الهه را ديد
به او ابراز علاقه کرد و از من خواست به خاطر دخترم با او ازدواج کنم.
مرد
داغدار ادامه داد: بعد از آنکه با طيبه ازدواج کردم، روزهاي اول به
بهانه هاي مختلف از نگهداري دخترم سرباز مي زد ناچار شدم باز هم فرزندم را
پيش مادرم بفرستم. بعدها وقتي متوجه شدم ابرازعلاقه به الهه فقط بهانه اي براي
ازدواج با من بوده، با توافق از طيبه جدا شدم و مادرم هر روز دخترم را به
مدرسه مي برد.
رضا که دستانش مي لرزيد رو به رييس دادگاه کرد و گفت: بعد از
طلاق، طيبه باز هم پيشم مي آمد و تا آخر وقت در شرکت مي ماند تا اينکه
9 دي 82 پدرم به من خبرداد از مدرسه
الهه تماس گرفته وگفته اند زني او را با خود برده است.
زماني که سراسيمه به جلوي
مدرسه رسيدم از همکلاسان دخترم پرس و جو کردم و عکس فاطمه و زن سابقم را نشان دادم.
همگي به عکس طيبه اشاره کردند و گفتند او الهه را با خود برده است.
وي اضافه
کرد: مادران بچه ها و مستخدم مدرسه الهه نيز اين مساله را تاييد
مي کنند. به هر حال تحقيقات پليس پس از چهار روز به نتيجه رسيد و جنازه الهه را از
زير خروارها خاک پارک جنگلي «شيان» بيرون کشيدند. حالا پس از دو سال فقط مي خواهم
قاتل سنگدل دخترم اعدام شود.
همچنين فاطمه مادر الهه در دفاع از
خود توضيح داد: طي چهار سالي که از شوهرم جدا شده بودم فقط شش بار الهه را
ديدم و با او هيچ ارتباطي نداشتم. من از محضر دادگاه براي زني که دخترم
را زنده به گور کرد تقاضاي اشد مجازات دارم. طيبه که چادر سياه به سر داشت
عنوان کرد: من الهه را دوست داشتم و به خاطر او با پدرش ازدواج کردم، پس انگيزه اي
براي کشتن اين دختر بچه نداشتم.
نامادري الهه در پاسخ به سوال قاضي کوه کمره اي
پيرامون اظهاراتش در پرونده تصريح کرد: اعترافاتم را قبول ندارم و آنها را تحت فشار
رواني نوشته ام.
سپس سرايدار مدرسه به عنوان شاهد در جايگاه ويژه قرار
گرفت و با اشاره به طيبه توضيح داد: آن روز همين زن، الهه را به بهانه خريد خوراکي
از مدرسه برد.
همچنين مريم- مادر يکي از همکلاسان قرباني- رو به روي پنج قاضي
شعبه 74 ايستاد و به تشريح آنچه ديده پرداخت: آن روز براي
رساندن دخترم به مدرسه رفتم که متوجه حرکات مشکوک طيبه که پشت ماشين پنهان بود،
شدم. وقتي طيبه دست الهه را گرفت و او را از مدرسه خارج کرد مساله را به سرايدار
و مدير مدرسه گفتم که آنها با بي تفاوتي از کنار اين موضوع
گذشتند. عصر آن روز هم با من تماس گرفتند و براي توضيح آنچه ديده بودم به کلانتري
دعوت شدم.
با پايان حرف هاي دو شاهد، طيبه در جايگاه متهم قرار گرفت و باز منکر
جنايت شد. او به عنوان آخرين دفاع گفت: حرف هاي دو شاهد را قبول ندارم و نمي دانم
چه کسي الهه را از مدرسه خارج کرده است.
در آخرين نشست محاکمه ، ابتدا قاضي «کوه
کمره اي» از اعضاي کميسيون پزشکي قانوني خواست براي رفع ابهام هاي موجود در
پرونده پاسخگو باشند.
رييس دادگاه از دکتر «کامران سلطاني» پرسيد، طبق
نظريه اوليه پزشکي قانوني زمان مرگ الهه 48 تا 72 ساعت پيش از پيدا شدن جنازه اعلام شده است در حالي که اين زمان
با گفته شاهداني که الهه را ديده اند همخواني ندارد. آيا زمان مرگ; دقيق عنوان شده
است؟
دکتر پاسخ داد: با توجه به فساد جنازه امکان تعيين دقيق زمان مرگ ممکن
نيست.
رييس شعبه 74 ادامه داد: طيبه اعتراف کرده است
30 قرص خواب آور در آب ميوه حل کرد و به الهه خوراند; در
صورتي که پزشکي قانوني وجود ذرات قرص داخل معده دختر بچه را رد مي کند.در اين باره
چه توضيحي داريد؟
دکتر سلطاني اعلام کرد: وقتي مدتي از مرگ مي گذرد آزمايش سم
شناسي نمي تواند دليل محکمي باشد و هميشه جواب آزمايش ها درصدي مثبت يا منفي کاذب
را به دنبال خواهد داشت. آنچه اما در اين پرونده مشهود است خفگي الهه است. پربودن
حلق، حنجره و مجاري تنفسي از خاک نشان مي دهد دختر بچه هنگام دفن زنده بود و
مدت زمان طولاني زير خاک نفس کشيده است.
در ادامه محاکمه، دکتر کدخدايي به
تاييد گفته هاي همکارش پرداخت: الهه به حتم قرباني جنايت شده است.
طيبه هنگامي
که براي آخرين بار روبه روي پنج قاضي شعبه 74 دادگاه کيفري
تهران ايستاد تاکيد کرد: باور کنيد که در مرگ الهه نقشي نداشتم و تحت فشار به جنايت
اعتراف کردم.
وکيل مدافع متهمه نيز با اشاره به حرف هاي شاهدان
عيني تاکيد کرد: در اين پرونده نمي توان حرف هاي شاهدان را مدرک قرار داد. حالا با
توجه به وجود ابهام در نظريه پزشکي قانوني از محضر دادگاه تقاضاي صدور حکم برائت
براي موکلم دارم. به گزارش ايسکانيوز، در پايان اين نشست قاضي کوه کمره اي و چهار
مستشار وارد شور شدند و طيبه را به مرگ محکوم کردند.
ديروز با تاييد حکم مرگ در
شعبه 37 ديوان عالي کشور، اين زن در يک قدمي چوبه دار قرار
گرفت.
پدر سنگدل كه با تبانی زن دوم خود، 2 كودكش را شكنجه كرده و مرگ یكی از آنها را رقم زده بود، تحت تعقیب پلیس استان تهران قرار گرفت و با دستگیری همسرش، تحقیقات ویژه در این زمینه آغاز شده است.
روز یازدهم مهرماه امسال، مامور حراست یكی از بانكهای ساوجبلاغ با مركز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از حضور 2 زن و یك مرد كه كودك فوت شدهای را به بانك آورده بودند، خبر داد.
پس از این تماس، ماموران انتظامی استان به بانك اعزام شدند و پی بردند گفتههای مرد تماس گیرنده صحت دارد. بنابراین آنها را به مركز پلیس انتقال دادند و پسر 5/3 ساله به نام سعید را به بیمارستان منتقل كردند . پزشكان در بررسی وضعیت كودك متوجه شدند او بر اثر شكنجه جسمی دچار خونریزی داخلی شده و جان باخته است و آثار سوختگی و آزار و اذیت با سیخ داغ و سیم برق روی بدن او دیده میشود كه نشان میدهد او بدفعات مورد آزار و اذیت جسمی قرار گرفته است.
با مشخص شدن موضوع، جسد كودك به پزشكی قانونی انتقال یافت و تحقیقات پلیس در این زمینه آغاز شد. مرد جوان خود را خداداد و پدر كودك و آن دو زن، یكی خود را مادر كودك و دیگری زن دوم مرد جوان معرفی كرد.
پدر كودك در اظهاراتش به پلیس گفت: فردی به خاطر اختلاف مالی با من، پسرم را ربود و به شهرستان انتقال داد و من و خانوادهام موفق به نجات وی نشدیم تا این كه چند ساعت قبل، فردی ناشناس در خانهمان را در قلعه چندار - كوهسار - به صدا درآورد. وقتی در را باز كردم، با پسرم كه بد حال بود، روبهرو شدم و او را برای درمان به بیمارستان انتقال دادیم، اما پولی برای بستری كردن وی نداشتم. به این ترتیب، همراه 2 همسرم به بانك رفتیم تا مبلغی پول از حسابم برداشت كنم كه مامور حراست بانك پس از مشاهده فرزندم گفت او نفس نمیكشد.
ماموران پس از شنیدن اظهارات وی به تحقیق از 2 همسر وی پرداختند كه آنها گفتههای وی را تایید كردند.
فرار پدر سنگدل از مركز پلیس
در همین موقع، پدر كودك همراه پسر یكسالهاش برای آوردن مبلغی پول و مدارك هویتی خود و خانوادهاش از مركز پلیس خارج شد اما دیگر به مركز پلیس برنگشت. در پی فرار پدر كودك، ماموران به موضوع مشكوك شده به تحقیق از 2 زن پرداختند كه مادر كودك گریهكنان راز قتل كودكش را برملا كرد.
راز قتل كودك
مادر كودك در اظهاراتش به پلیس گفت: 8 سال قبل با شوهرم در افغانستان ازدواج كردم و ثمره آن 2 پسر 3.5 و 5 ساله است. شوهرم 4 سال قبل برای یافتن كار به ایران سفر كرد و در قلعه چندار كوهسار ساوجبلاغ ساكن شد و با یك زن ایرانی به نام معصومه ازدواج كرد و صاحب فرزند شد. بعد او من و 2 فرزندم را هم برای ادامه زندگی به خانهاش در ایران آورد و یكی از اتاقهای خانه را به ما داد.
وی ادامه داد: از همان موقع، بدرفتاری شوهر معتادم و همسرش با من و فرزندم آغاز شد و بدفعات آنها مرا در خانهام حبس و كودكانم را در اتاق زندانی میكردند و آنها را با سیم برق و كابل كتك میزدند یا با سیخ داغ، بدن نحیف آنها را میسوزاندند و التماس و گریه من برای نجات آنها بیفایده بود. از یك ماه قبل، شكنجهها بیشتر شد تا اینكه روز حادثه، شوهرم و زنش به همراه پسر خردسالم كه بشدت بدحال بود از خانه بیرون آمدند و مرا از اسارتگاهم خارج كردند و با ادعای این كه كودكم بیمار است، قصد انتقال او را به بیمارستان داشتند كه در میانه راه متوجه شدم فرزندم نفس نمیكشد و شوهرم مرا با تهدید به قتل مجبور به سكوت كرد.
به دنبال اظهارات این زن، هووی وی هم مورد بازجویی قرار گرفت و ادعا كرد، شوهرش كودكان را شكنجه داده و یكی از آنها را به قتل رسانده است.
بنا بر این گزارش، معصومه هووی جوان با قرار قانونی بازداشت شد و تحقیق برای دستگیری پدر فراری ادامه دارد.
اتحاد در يك خانواده
هنگامي كه نامادريتان از شما فاصله گرفته در کار هايي که انجام مي دهيد با تاييد او مواجه نمي شويد شما ميتوانيد از يك برخورد جلوگيري كرده و به گونه اي رفتار كنيد كه او مهم به نظر برسد و انگار شما فرزند او هستيد. جالب است اگر او را براي شام يك بار در هفته دعوت كنيد به او اين احساس را بدهيد كه او ارزش دارد و درباره ي كارها با او مشورت كنيد.
به خوص هفته اي يك بار در يك تاريخ مشخص دور هم جمع شويد اما سعي كنيد سر زده نباشد. از اين راه او احساس كوچكي خواهد كرد و عكس العمل بهتري نسبت به گذشته خواهد داشت.
هر وقت شما به نا مادريتان توجه واقعي داشته باشيد، اگر لبخند بزنيد، سوال بپرسيد و واقعي به نظر برسيد و به نظر او توجه كنيد ميتواند رابطهتان را با نامادريتان بهبود ببخشد.
شنيدن عقيده او
اگر چه ممكن است براي روح شما قبول اين مطلب سخت باشد و به شما آسيب برساند اما بعضي از عقيدههاي نا مادريتان با ارزش است. به هر حال شايد وجود او در اطراف شما مثل يك بر جستگي ناجور به نظر برسد اما بايد براي بهبود اين وضغيت تلاش كنيد. نا مادري نه نتها از شما بزرگ تر است بلكه داراي تجربههاي زياد تري نسبت به شما است.
اگر نامادريتان دوست داشته باشد به صورت بريده بريده و از سر تفريح عقيده ي خود را بيان كند و از هنر حواس پرتي به صورت عمدي استفاده كند، شما حرفهاي او را بشنويد و آنها را تاييد كنيد سپس موضوع را با يك پرسش درباره زندگيش، تاريخ و يا آينده بحث را عوض كنيد.
تلاش نكنيد يك مانع كوچك را به يك مشكل بزرگ تبديل كنيد. اگر نا مادريتان حرفهايي ميزند كه شما را ناراحت ميكند، درباره دلايلي كه چرا اين حرفها را ميزند فكر كنيد و بر اساس آن واكنش نشان دهيد. آيا گذشته در قضاوت شما مؤثر است؟ آيا در قضاوت او مؤثر است؟ آيا زياد شوخي ميكند؟ آيا درك اين موضوع برايش سخت و دشوار است؟
طرز رفتار در تعطيلات
تعطيلات شايد براي شما سخت باشد مخصوصا اگر ازدواج کرده ايد و ميخواهيد با عشقتان تنها باشيد ، اما ممكن است خانواده بخواهد شما را ببينند. فكر اين كه چگونه تعطيلاتي جدا از هم را خواهيد داشت يك احساس غفلت و نا خوشايندي در پيش خواهيد داشت.پس برنامه ريزي کنيد که همراه با همسرتان حتي شده به مدت کوتاهي به ديدار آنها برويد.
براي مثال قبل از رخ دادن يك تعطيلات بزرگ و طولاني با همسرتان صحبت كنيد و پيشاپيش طراحي كنيد كه چگونه از تعطيلات خود منتهاي استفاده را داشته باشيد. از عهده شما بر ميآيد كه به پدر و نامادريتان زمانهايي را اختصاص دهيد ، اگر نميتوانيد در تعطيلات آنها را ملاقات كنيد ، ميتوانيد از راههاي فرعي مثل تلفن و احوالپرسي استفاده کنيد.
تاكيد
به جاي توجه روي موقعيتهاي منفي بهتر است به نقاط مثبت فكر كنيد. اما اگر نامادريتان پندهايي ارزشمند را به شما ميدهد كه برايتان مفيد است و يا حتي فقط براي يك روز خوب به نظر ميرسد به آن مطمئن باشيد و از او تعريف كنيد.
اضافه كنيد يك لبخند يا با دقت در اصطلاحات ميتواند وضعيت را بهبود ببخشد. اگر شما پيشنهاد يا مشكلي داريد آن را به صورت مثبت بيان كنيد تا در آينده موقعيت بهبود پيدا كند. از عيب جويي كه باعث پايين آمدن شان نامادريتان ميشود دوري كنيد.
زماني كه نامادريتان شكيبا به نظر ميآيد ، فورا پيشبيني نكنيد تا بهترين دوستان شماست. سر انجام همه خواستههاي او براي حيثيت وبزرگداشت شماست.
سيمرغ

منبع: http://www.rooz8.com/
نظرتو بگو
|
دختر 7 ساله، قرباني آزار پدر و نامادري |
| محمد مصطفايي در گفتگو با
ايسنا در تشريح اولين كودك آزاري سال جاري اظهار كرد: فرشته مادر عارفه سال 76 به
عقد دائم فرشيد، پدر عارفه درآمده و اسفند سال 81 عارفه به دنيا آمده است، اما پس
از 9 سال زندگي مشترك، والدين عارفه به دليل نداشتن تفاهم اخلاقي از يكديگر جدا
شدهاند.
|
منبع خبر : جام جم - http://jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100903870750 |
|
كودك قرباني آزار پدر و نامادري:دلم به حال خواهرم ميسوزد |
| 4 مهرماه امسال، مردي همراه
پسر 10 سالهاش به بازپرسي شعبه نهم دادسراي ناحيه 2 تهران مراجعه و از همسرش
بهخاطر كتك زدن پسر خردسالش شكايت كرد. مرد شاكي در اظهاراتش به پليس گفت: من پزشك هستم و يك ساعت قبل، هنگامي كه به محل سكونت خود در يكي از محلههاي شمال غرب تهران بازگشتم، متوجه شدم فرزندم رامتين، از سوي همسرم بشدت كتك خورده و در يكي از اتاقهاي خانه حبس شده است و فقط گريه ميكند.
خبرنگار ما گفتگويي با رامتين
كودك آسيبديده داشته است كه در پي ميآيد. منبع خبر : جام جم - http://jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100918559633 |
|
|
| پدر سنگدل که براي پايان
دادن به اختلاف دختر 7ساله و همسر دومش ، فرزندش را بي رحمانه کتک مي زد و بدنش را
با سيخ داغ مي سوزاند، دستگير شد.
|
وحشتناك است. وحشتناك. حتي از آنهم بدتر. زننده تر. اينكه زني كه نامادري دو دختر 9 ساله و 6 ساله باشد و براي خلاص شدن از دستشان به آنها آموزش روابط جنسي زننده بدهد و برايشان فيلم هاي س.ك.س.ي بگذارد تا آنها با ديدن اين فيلم ها آموزش ببينند و بعد آنها را وادار كند كه با يكديگر آميزش جنسي داشته باشند بيشتر به يك فيلم از نوع سينماي وحشت آمريكايي شبيه است تا واقعيتي كه در جامعه مدعي اخلاق ما اتفاق مي افتد. اما اتفاق افتاده. نكته دردناك و البته باز هم وحشتناك اين ماجرا اين است كه اين اتفاق نه در يك خانواده حاشيه نشين كه در خانواده اي تقريباً مرفه اتفاق افتاده. نامادري بي رحمي كه براي خلاص شدن از شر دو دختر خوانده اش، در شرايطي كه پدر بچه ها در زندان بوده، به آنها به اجبار آموزش رفتارهاي زننده جنسي مي داده و وادارشان مي كرده تا با هم اين كار را بكنند، تا وقتي پدر از زندان آزاد مي شود به فكر خلاصي از شر آنها بيافتد. لابد براي حفظ آبرو. و اين پدر بي رحم و متزلزل وقتي از زندان باز مي گردد بچه ها را به بدترين نحو ممكن شكنجه مي كند. او با داغ زدن حساس ترين نقاط بدن بچه ها آنها را تنبيه مي كرده. اين پدر به اصطلاح غيرتمند در پاسخ به سئوال قاضي پرونده كه چرا چنين رفتار وحشيانه اي با كودكانت مي كردي گفته " کودکانم حركات غير عادي داشته اند و چند بار وقتي سر زده وارد خانه شدم آنها را ديدم كه داخل كمد ديواري يا اتاق خواب هستند. حتي نقاشي هايشان كه در پشت آينه پنهان مي كردند، به شكلي بود كه كه در آن حالت اندامها و نحوه برقراري روابط جنسي را به تصوير كشيده بودند. به همين خاطر مجبور به سوزاندن آلت تناسلي دخترانم شدم." بر بدن دو كودك بيش از 14 مورد سوختگي شديد ديده شده است و علاوه بر آن روي بدن دختر 6 ساله اين داستان آثار كبودي شديد در اثر برخورد اجسام سخت ديده مي شود. پزشكي قانوني علاوه بر اين اعلام كرده كه هر دو كودك از افسردگي شديد روحي رنج مي برند.
تلخ است. مثل زهر هلاهل تلخ است و برنده. مصيبت است. نكبت است اين خبر. اما بايد خواند. بايد آن را تا آخر خواند. بايد آنها كه فرمان سنگسار را مي دهند بدانند كه نتيجه سخت گيري تا كجا مي رود. به كجا كشيده مي شود. اين ديگر بي اخلاقي نيست. نامردي است. نامردي هم آنطرف تر. حيوان هم چنين رفتاري با همنوع خود نمي كند. بچه ها در دادگاه با ركيك ترين كلمات نامادري را مورد خطاب قرار مي دادند و هر دو متفق مي گفتند كه در نبود پدر زنك با بيش از 70 مرد رابطه جنسي داشته و براي خفه كردن بچه ها آنها را وادار مي كرده كه پس از هر بار عمل كثيفي كه زنك انجام مي داده بدن او و مردها را تمييز كنند. حتي از اين هم وقيح تر. از آنها مي خواسته تا به تماشاي رفتار س.ك.س.ي خودش با مردها بنشينند. بچه ها در دادگاه مي گفتند زنك گاه و بيگاه در نيمه شبها بچه ها را وادار مي كرده تا بعد از تماشاي كثيف ترين فيلم هاي پ.ورن.و، عين همانها را برايش اجرا كنند.
البته ماجرا را عمه بچه ها مي فهمد و به پليس خبر مي دهد و پرونده مجرميت اين زن و مرد در شعبه 1172 دادگاه تهران در جريان است.گرچه برای پدر بی رحم این ماجرا تنها یک سال حبس بریده اند و زنک را لابد چند سال زندان می کنند که چی بشود؟ آیا از اين دو كودك ديگر چه چيزي باقي مي ماند؟ آيا آنها از درون ويران نشده اند؟ نمرده اند؟ آيا راه علاجي براي آنها هست؟ براي ما چطور؟ براي جامعه محنت زده بي بند و بار ما چطور؟ خدایا پناه بر تو! پناه بر تو.
نظر تو چیه







